لسان الملك سپهر

1291

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و در خانه ببست و در زاويه‌اى بخزيد . [ بخشيدن رسول خداى انس بن زنيم را ] اما انس بن زنيم يك تن از قبيلهء بنى بكر بود و رسول خداى را هجا مىگفت ؛ لكن قبل از فتح مكه وقتى بشنيد كه رسول خداى خون او را هدر ساخته سخت بترسيد و اين قصيده را به نظم كرده به حضرت رسول فرستاد : و انت الّذى تهدى معد بامره * بك اللّه يهديها و قال لها ارشدى فما حملت من ناقة فوق كور « 1 » ها * ابرّ و اوفى ذمّة من محمّد احثّ « 2 » على خير و اوسع نائلا * إذا راح يهتزّ اهتزاز المهنّد و اكسى لبرد الحال قبل ارتدائه * و اعطى لراس السّابق المتجرّد تعلّم رسول اللّه انّك مدركى * و انّ وعيدا منك كالاخذ باليد تعلّم رسول اللّه انّك قادر * على كلّ حىّ من تهام و منجد « 3 » و نبىّ رسول اللّه انّى هجوته * فلا رفعت سوطى الىّ اذا يدى سوى انّنى قد قلت يا ويح فتية * اصيبوا بنحس يوم طلق و اسعد اصابهم من لم يكن لدمائهم * كفيّا فعزّت عبرتى و تلدّدى ذئيبا و كلثوما و سلمى تتابعوا * جميعا فالّا تدمع العين اكمد « 4 » على انّ سلمى ليس منهم كمثله * و اخوته او هل ملوك كاعبد فانّى ما عرضا خرقت و لا دما * هرقت ففكّر عالم الحقّ و اقصد « 5 »

--> - غرش شير و هياهوى قهرمانان را داشتند ( تاريخ كامل ، 3 / 1102 ؛ مغازى ، 2 / 633 ) . ( 1 ) . كور : زين است ، پالان و ساختگى آن . ( 2 ) . حثّ : برانگيختن . ( 3 ) . تهام و منجد : غرض مردم تهامه و نجد است . ( 4 ) . اكمد : حزن شديد ، مرض قلب . ( 5 ) . آيا تو آنى كه معد به فرمان او رهنمون گرديد و خداى ايشان را هدايت كرد و به تو گفت گواه باش ، هيچ مركوبى بر پشت خود ، وفادارتر و بهتر از محمد حمل نكرده است ، او از همه بر خير و نيكى برانگيزنده‌تر است و از همه بخشنده‌تر است و چون حركت مىكند حركتش همانند جنبش شمشير برّان است ؛ جامه‌هاى پسنديدهء يمنى را پيش از آنكه كهنه شود بر -